باغچه ما در سلیمانیه
مامان جان برای کاشت باغچه حسابی ذوق زده شده بودی.با من دونه ها رو میریختی و تند تند رو همه شان خاک میریختی.بعد که باغچه سبز شد دیدم وسط شویدها یک دسته گوجه کاشتی و تمام باغچه پر از فلفل دلمه ای شده .هر بار سر آبیاری دعوامون میشد .حالا که سبزیها درآمدند هر صبح که چشم باز میکنی به حیاط میرویم و از هر سبزی چند برگ میخوری حتی از شنبلیله.
روز 10 آبان (تولد من)با بابا کاهو ها را نشاء کردی.



گاهی هم یک سری به گلها زده و به حساب گلبرگهایشان میرسی.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


باغچه ما در سلیمانیه
